آزادی پس ازاسارت

.......گوش به زنگ بودن- اولین ساعات تاروزها:

 

...........هوشیاری فزاینده نسبت به نشانه­ های محیطی می­تواند سودمند باشد- تلاش برای حفظ زمان و پیش رفتن با آن، محاسبه برحسب مایل، گردش­های وسایل نقلیه- اگرچه محافظان معمولاً بسیار مراقب  تلاش­های زندانیان هستند. معمولاً برخی اشکال بازجویی به همراه تأکید بر گردآوری و جمع کردن حواس در چنین اوقاتی انجام می­شود. گوش به زنگ بودن می­تواند به زندانی در جمع­آوری و نگهداشتن ضریب هوشی­ اش کمک نماید.....

 

 

اسارت و P.T.S.D

P.T.S.D در بین زندانیان جنگ :

اگرچه P.T.S.D در افرادی که دچار استرس شدید شده­اند، ایجاد می­شود. همچنین در بین اسرای میادین جنگ استرس وارد شده مزمن و شدید وجود دارد. اسرای جنگ (pow) مکرراً نشانه­های P.T.S.D مزمن را از خود بروز می­دهند. (pow) زندانیان جنگ لزوماً اختلالات روانی را در خود توسعه نمی­دهند، امّا مطالعات و پیگیری در مورد زندانیان جنگ در طی جنگ جهانی دوم، جنگ کُره و جنگ ویتنام، خطر فزاینده­ای را در مورد چنین اختلالاتی ارائه می­دهد.

این خطر به میزان زیادی از اسارت متأثر می­گشت. قربانیان کشتار جمعی تقریباً به صورت گسترده و فراگیر از P.T.S.D رنج می­برند. سربازان زندانی شده توسط ژاپنی ها در طی جنگ جهانی دوم و توسط کره شمالی در طی جنگ کره میزان فزاینده­ای افسردگی، نگرانی و اختلالات روانی و حتی خودکشی را از خود بروز می­دادند.

اسارت اغلب به میزان بسیار زیادی خشونت آمیز بوده و حتی به خاطر تغذیه نامناسب، آلودگی‌ها، شرایط بدِ آب و هوایی، مرگ و میر بسیاری درپی داشته است. در گزارشها آمده است سربازانی که توسط ژاپنی ها اسیر می­شدند از تحقیر و اهانت مطلقی رنج می‌بردند. زیرا آنها به سامورایی­های مبارز و جنگجو که در جنگ شرکت داشتند، آزار می­رساندند.

بدون شک سندرومهای مغز که حاصل تغذیه بد هستند، باعث ایجاد اختلالات استرس پس از ضربه یا P.T.S.D می‌شوند، اگرچه تغذیه بد، سایر اختلالات فیزیکی و روانی را نیز با خود بهمراه دارد اینها مواردی از دستگیری و اسیر شدن در میادین نبرد است:

در طی جنگ کره، نه تنها دچار بیماری سوء تغذیه، شده و تحت شرایط بسیار بد آب و هوایی قرار داشتند بلکه با شرایط آزاردهنده روانی نیز مواجه بودند. که به آن شستشوی مغزی گفته می­شود. البته منتقدان این مورد را جزء عوامل ونشانه­های روانی به حساب نیاورده­اند. مطالعات درازمدت نشان داد که اگرچه بسیاری از اسیران جنگ بهبود یافته­اند امّا نشانه­های آنها تا مدت های مدیدی وجود دارد.

بدنبال نبرد کره، توجه رسانه ها بیشتر بر رفتار اسیران جنگ کره بود. اکثر زندانیان جنگ ویتنام افسران نیروهای هوایی بودند که روی ویتنام شمالی آتش گشودند. آنها براساس معیارهای خاصی انتخاب شدند و دوره­های آموزشی خلبانی دشواری را با موفقیت پشت سر گذاشتند.

این مردان بسیار هوشمند شیوه­ های مبتکرانه مقاومت در برابر دشمن، برقراری ارتباط بین خودشان حتی در شرایطی که در انفرادی محبوس بودند، ابداع کرده و دفاع روانی و قوه ذهنی خود را تقویت می­کردند. آنها هر روز تمرینات فیزیکی منظمی انجام می­دادند، به فعالیت­های ذهنی می­پرداختند مثلاً مطالب کتابها را حفظ می­کردند، در ذهن خود خانه‌ای می­ساختند یا روزنامه می­نوشتند و تحقیقات انجام شده پس از آزادی آنها نشان داد که آنها از گروه کنترل همانند یا همتا سالم‌تر هستند. البته از نظر سیستم‌های روانی، ولی از نظر بهداشت فیزیکی و دندان سلامت آنها چندان رضایت بخش نبود.

تعداد نسبتاً کمی از افرادی که در ویتنام جنوبی دستگیر و زندانی شده بودند، یگان های زمینی مبتدی بودند که تجربیات آنها همانند تجربیات افرادی بودکه توسط ژاپنی­ها وکره شمالی­ها اسیر شده بودند. یعنی در شرایط دشوار روانی به سر می‌بردند.

براساس تجربیات زندانیان و اسرا در جنگ جهانی دوم و جنگ­های کره و ویتنام و نیز دیگر گروه‌ها درک وسیعی جهت شناخت استرس های دوره زندان و اسارت بدست آمده است.

این یافته ها را می توان در 3 مقوله بازگو کرد:

الف- آموزش های قبل از دستگیری

ب- سازگاری با وضعیت اسارت

ج- بهبودی پس از اسارت و آزادی

آموزش­های قبل از اسارت: آموزش های قبل از اسارت برای هرکسی که احتمال دستگیری و زندانی شدنش وجود دارد، می‌تواند مفید باشد. ازجمله افراد و پرسنل ارتش، کارکنان سفارت، و دیگر افراد.

این آموزش ها باید شامل یادگیری پاسخ های محتمل و پیش­بینی شده به مراحل مختلف دستگیری و شیوه‌‌هایی از انطبـاق و سازگـاری با آنهـا و همچنیـن بـازی کردن نقشـی واقع‌گرایانه جهت آشناسازی و حسیاسیت­زدایی باشد. معمولاً چنین آموزش هایی منفعت های حیاتی دارد. در حالی که 30 درصد از زندانی‌های آمریکایی ازجمله ژاپنی‌ها و کره شمالی‌ها در اسارت مُردند.

اگرچه تفاوت های آماری(شامل افسران آموزش و تحصیلات بالاتر، سن بیشتر و اکثراً افرادی که جزو زندانیان ویتنام بودند و در شرایط آب و هوایی بسیار بدی قرار داشتند به گونه‌ای چشمگیر مرگ‌ومیر کمتری در بین آنان مشاهده می‌شد. و اینها سربازانی بودند که در ویتنام زندانی شده و پیش از این با اسارت و آموزش‌های آن آشنایی داشتند.

سازگاری با اسارت :

این انطباق معمولاً در مراحل خاصی اتفاق می افتد که Geneder , Rahe بدینگونه آنها را شرح   داده اند :

مرحله 1- وحشت/ ترس- اولین ثانیه ها تا دقیقه ها: اسارت معمولاً به شکل ­تغییری ناگهانی از فعالیت­های عادی روزانه به موقعیتی اجباری رخ می­دهدکه اغلب با مطیع­ سازی بی‌رحمانه­ ای همراه است و بسختی می توان خود را با آن وفق داد. اسراء تحریک­پذیرند و احتمال فزاینده کشته شدن، ترس فلج ­کننده­ای در آنها ایجاد می­کند و وحشت و گسیختگی گیج‌کننده­ای در آنهـا ایجاد می­کنـد. احسـاس بی­ دفاعی و سردرگمی معمولاً با آنهاست. همچنین هجوم تفکر و غرق شدن در تفکرات پرازیت گونه را با خود بدنبال دارد. از راه‌های کنترل سریع این احساسات مراقبت­های موفق می باشد. موفقیت این مراقبت­ها با تلاش­های خودآگاهانه فرد به اسارت درآمده بیشتر خواهد شد. ازجمله ساختارهای حافظه­ای و تقدیر آنها، تمرکز بر جزئیات موقعیت ها و... است.


مرحله2- ناباوری و فقدان اعتقاد به مرحله پیش آمده- اولین دقایق تا ساعت ها:

انکار و تکذیب به شکل­های مختلف مثلاً این اندیشه که: ممکن نیست چنین اتفاقی افتاده باشد یا«من دارم خواب می‌بینم»اسیرشدگان اغلب بر این باورند که به زودی دوباره نجات خواهند یافت و وقتی این اتفاق نمی افتد، ناامید می­شوند.

عواقب اولیه اسارت :

اسیران بدلیل خصومت ،از خصائص انسانی محروم می­شوند مثلاً برهنه سازی آنها، بستن آنها، بستن چشمان، کتک زدن، استفاده از تصاویر زندانیان برای اهداف تبلیغاتی.

در بسیاری از موارد به طور مشابه با شکنجه نیز اعترافاتی از زندانیان می­گیرند: اسیران معمولاً می­توانند با منحرف ساختن توجهشان به این موارد بهترین کار را انجام دهند. مثلاً به کسی که دوست دارند بیاندیشند، به خانه­هایشان و به آزادی و... چراکه آشناییت‌زدایی روانی از طریق موقعیت‌های وحشت‌زا در این زمینه‌ها انطباقی است.

مرحله3- گوش به زنگ بودن- اولین ساعات تاروزها: هوشیاری فزاینده نسبت به نشانه­های محیطی می­تواند سودمند باشد- تلاش برای حفظ زمان و پیش رفتن با آن، محاسبه برحسب مایل، گردش­های وسایل نقلیه- اگرچه محافظان معمولاً بسیار مراقبت تلاش­های زندانیان هستند. معمولاً برخی اشکال بازجویی به همراه تأکید بر گردآوری و جمع کردن حواس در چنین اوقاتی انجام می­شود. گوش به زنگ بودن می­تواند به زندانی در جمع­آوری و نگهداشتن ضریب هوشی­اش کمک نماید.

مرحله4- مقاومت/ تسلیم- اولین روزها تا هفته ها:

هنگامی که اسیران بناگزیر برای همکاری تلاش می‌کنند مرحله مقاومت/ تسلیم آغاز می‌شود. بازجویی از افراد به بهره‌کشی آنها با زور و درخواست‌های اجباری برای گرفتن اعتراف تبدیل می­شود. شکنجه‌های جسمی و روحی فراوانی نسبت به زندانیان به جهت همکاری دیگر اسیران به زندانیان اعمال می­شود. مقدار همکاری به شدت شکنجه و میزان مقاومت فرد زندانی بستگی دارد. تکنیک‌هایی که اسیران استفاده می­کردند از شیوه های افسران مخفی اتخاذ شده بود که به آنها خشونت­هایی افزوده بودند.

آنها اسارت­های هراس­ آوری به آن افزودند بهمراه حبس با مدت نامعلوم، محرومیت­های فیزیکی، اجتماعی و تغذیه­ای، اختلالات وزن بدن، جداسازی و انزوای حسی و فیزیکی، بازجویی­های استرس‌زا (اغلب بی­رحمانه)، پاسخ­های غیرقابل پیش­بینی از طرف گاردهای ایمنی و مأموران تحقیق، ترس درازمدت از مرگ، تلاش برای تربیت مجدد اسیران. جایگاه ها معمولاً محدودشده با حصار، آلوده، با هوای بسیار سرد یا بسیار گرم به همراه نور و تهویه ضعیف بود. برقراری ارتباط با اسیران دیگر یا حتی گاردها ممنوع بود.

مراقبت از خود در چنین شرایطی ازجمله تلاش برای حفظ و تناسب فیزیکی برای ارائه اطلاعات صحیح به اسیران بود تا از شکنجه­های سخت در امان بمانند. ایمان مذهبی، عبادت تفکر به کسانی که دوست می­داشتند، نقش مهمی در امر مراقبت از خود ایفا می­کنند.


مرحله 5- افسردگی- هفته های اول تا ماه چهارم:

هنگامی که شخص در می یافت همه چیز خود را از دست داده است(دوستان، آزادی، خانواده، آینده و شانس) فرد اسیر ممکن بود دچار افسردگی شود. فرد اسیرشده ممکن بود یک سری نشانه­های کلاسیک از افسردگی مثلاً کم اشتهایی، گناه، محکوم کردن خود و افکاری برای خودکشی داشته باشد. مقابله و مراقبت و درمان زیاد از جانب یک گروه حامی بسیار قوی می‌تواند مؤثر باشد واینگونه است که نیاز برای برقراری ارتباط مشخص می شود.

فرد اسیر می تواند از هوش خود برای جنگیدن، ملالت و رفع خستگی استفاده کند. می­تواند داستان بسازد، شعر بگوید و در ذهن خود ساختمان بسازد، مسائل ریاضیات را حل کند و... افکار و رفتار فرد زندانی در این زمان همچون پناهگاه است.

مرحله 6- پذیرش تدریجی- ماه های اولیه تا سالها:

اسیر تشخیص می­دهد ممکن است اسارت او طولانی شود و اینکه باید استفاده سودمندتری از زمان خود ببرد. اسیران معمولاً رفتارهای پناهگاهی خود را حفظ می­کنند اگرچه آموزش مجدد و تلاش برای آن ممکن است ادامه داشته باشد.رفتارهای مراقبتی توسط اسیرشدگان شامل زندگی کردن روز به روز، تلاش برای حفظ بُنیه و نیروی روانی و فیزیکی است. گروه پشتیبان درصورتی که در دسترس باشد به میزان بسیاری نگهدارنده هستند. مانند گروههای حمایتی زیرزمینی یا مخفی. بهترین کارها، فعالیت­های خلاقیتی شامل کارهای دستی، ورزش، و اگر امکان داشته باشد طراحی نقشه فرار است.

در پست های بعدی در ادامه همین مقاله می خوانید:

بهبودی پس از ازادی ، بر انگیختگی های شدید.......... و سایر موارد مرتبط با اسارت.
گزارش تخلف
بعدی