نمادهای ترویج فرهنگ ایثاروشهادت
:
نمادهادر؛زندگی آدمی نقش عمیق وشگرفی داشته است که انسان راتامرزپرستیدن کشانده است زمانی که انسان خورشیدگوساله وبت راپرستش می کردنه به خاطرآن بوده است که بت یاهرتوتم دیگری جایگاه الوهیت داشته باشدبلکه اثربخشی آن بیش ترمرهون نمادی بودن واسطوره ای بودن وی بوده است.این مسئله نه تنهادرمردم عامه که پرستیدن همیشه دغدغه آنهابوده است بلکه مدعیان خدایی مانندفراعنه مصریاخدایان مصرقدیم که به خودمنسب خدایی می دادندنیزخودرادرنمادیااسطوره های گوناگون مانندمجسمه عقاب مار وسایرتصورات نمادی محصورمی داشتند.نمادهاریشه های پایداری دارندوتعامل شیئی یک نمادبا انسان به قدمت تاریخ بشری است.
الیاده اعتقاد داردنمادیا اسطئره خودرابه شیوه بودن خاص خودراتعریف می کندتنهاتا آنجامی تواندبه مثابه اسطوره درک شودکه نشان دهنده چیزی باشدکه تجلی تکامل یافته ودرعین حال خلاق وسرمشق گونه ای ازرفتارانسانی است.نمادیااسطوره همواره بازگوکنندچیزی است که به واقع روی داده است.حادثه ای که به مفهوم ساده رخ داده است ونیزاسطوره ونمادمی تواندمیلی باشددر اذهان آدمی برای پاسخگوئی به نیازهای جامع بشری؛حتی اگراتفاقی نیفتاده باشد.امانمادیا اسطوره ای که اتفاق آن حاصل شده باشد؛می تواند نسلهای پس ازخودراتغذیه کند نماد واسطوره ساختارواقعیت و وجوه چندگانهً بودن درجهان را آشکارمی کندبه همین علت الگوی سرمشقی رفتارانسانی است.امیال درونی وداستانهای حقیقی رافاش می کندبا واقعیت هاسروکاردارد.اسطوره ای نیست که حجاب از رازی برندارد؛درنتیجه نماد واسطوره به سبب شیوه بودنش نمی تواندخاص،خصوصی یاشخصی باشدیعنی خواه ناخواه امکان فراگیرشدن دارد.
همچنانکه گفته شدنمادهایی که درتاریخ بشری یک یاچندبار اتفاق افتاده است تجربه پذیربودن آن وقایع راقطعی ترمی نمایدیکی از
ان وقایع دفاع هشت ساله که ریشه درنمادهای بسیارغنی داردوهمچنین ارتباط امروز؛دراین نمادها را.ازغنای بیشتری برخوردارکرده است.نمادهای دفاع هشت ساله با الهام ازنمادهای عاشورایی الهام بخش فراموش نشدنی درحیات جاویدان را ایفامی کند.
مقیاس نمادهای دفاع مقدس با الهام ازغنی ترین لایه های فکری به محک آزمایش قرارداده شده جبهه وجنگ سعی برآن داشته است که عینی ترین نمادها رادرعین قابلیت درک همگانی به ازماینده ارائه شود.این مقیاس بیش از آنکه ارزش سنج باشدیادآورفرهنگ ایثاروشهادت هشت سال دفاع مقدس وچگونگی ترویج این فرهنگ پس ازجنگ است.
نمادهای ترویج فرهنگ ایثاروشهادت
:
نمادهادر؛زندگی آدمی نقش عمیق وشگرفی داشته است که انسان راتامرزپرستیدن کشانده است زمانی که انسان خورشیدگوساله وبت راپرستش می کردنه به خاطرآن بوده است که بت یاهرتوتم دیگری جایگاه الوهیت داشته باشدبلکه اثربخشی آن بیش ترمرهون نمادی بودن واسطوره ای بودن وی بوده است.این مسئله نه تنهادرمردم عامه که پرستیدن همیشه دغدغه آنهابوده است بلکه مدعیان خدایی مانندفراعنه مصریاخدایان مصرقدیم که به خودمنسب خدایی می دادندنیزخودرادرنمادیااسطوره های گوناگون مانندمجسمه عقاب مار وسایرتصورات نمادی محصورمی داشتند.نمادهاریشه های پایداری دارندوتعامل شیئی یک نمادبا انسان به قدمت تاریخ بشری است.
الیاده اعتقاد داردنمادیا اسطئره خودرابه شیوه بودن خاص خودراتعریف می کندتنهاتا آنجامی تواندبه مثابه اسطوره درک شودکه نشان دهنده چیزی باشدکه تجلی تکامل یافته ودرعین حال خلاق وسرمشق گونه ای ازرفتارانسانی است.نمادیااسطوره همواره بازگوکنندچیزی است که به واقع روی داده است.حادثه ای که به مفهوم ساده رخ داده است ونیزاسطوره ونمادمی تواندمیلی باشددر اذهان آدمی برای پاسخگوئی به نیازهای جامع بشری؛حتی اگراتفاقی نیفتاده باشد.امانمادیا اسطوره ای که اتفاق آن حاصل شده باشد؛می تواند نسلهای پس ازخودراتغذیه کند نماد واسطوره ساختارواقعیت و وجوه چندگانهً بودن درجهان را آشکارمی کندبه همین علت الگوی سرمشقی رفتارانسانی است.امیال درونی وداستانهای حقیقی رافاش می کندبا واقعیت هاسروکاردارد.اسطوره ای نیست که حجاب از رازی برندارد؛درنتیجه نماد واسطوره به سبب شیوه بودنش نمی تواندخاص،خصوصی یاشخصی باشدیعنی خواه ناخواه امکان فراگیرشدن دارد.
همچنانکه گفته شدنمادهایی که درتاریخ بشری یک یاچندبار اتفاق افتاده است تجربه پذیربودن آن وقایع راقطعی ترمی نمایدیکی از
ان وقایع دفاع هشت ساله که ریشه درنمادهای بسیارغنی داردوهمچنین ارتباط امروز؛دراین نمادها را.ازغنای بیشتری برخوردارکرده است.نمادهای دفاع هشت ساله با الهام ازنمادهای عاشورایی الهام بخش فراموش نشدنی درحیات جاویدان را ایفامی کند.
مقیاس نمادهای دفاع مقدس با الهام ازغنی ترین لایه های فکری به محک آزمایش قرارداده شده جبهه وجنگ سعی برآن داشته است که عینی ترین نمادها رادرعین قابلیت درک همگانی به ازماینده ارائه شود.این مقیاس بیش از آنکه ارزش سنج باشدیادآورفرهنگ ایثاروشهادت هشت سال دفاع مقدس وچگونگی ترویج این فرهنگ پس ازجنگ است.
نمادهای ترویج فرهنگ ایثاروشهادت
:
نمادهادر؛زندگی آدمی نقش عمیق وشگرفی داشته است که انسان راتامرزپرستیدن کشانده است زمانی که انسان خورشیدگوساله وبت راپرستش می کردنه به خاطرآن بوده است که بت یاهرتوتم دیگری جایگاه الوهیت داشته باشدبلکه اثربخشی آن بیش ترمرهون نمادی بودن واسطوره ای بودن وی بوده است.این مسئله نه تنهادرمردم عامه که پرستیدن همیشه دغدغه آنهابوده است بلکه مدعیان خدایی مانندفراعنه مصریاخدایان مصرقدیم که به خودمنسب خدایی می دادندنیزخودرادرنمادیااسطوره های گوناگون مانندمجسمه عقاب مار وسایرتصورات نمادی محصورمی داشتند.نمادهاریشه های پایداری دارندوتعامل شیئی یک نمادبا انسان به قدمت تاریخ بشری است.
الیاده اعتقاد داردنمادیا اسطئره خودرابه شیوه بودن خاص خودراتعریف می کندتنهاتا آنجامی تواندبه مثابه اسطوره درک شودکه نشان دهنده چیزی باشدکه تجلی تکامل یافته ودرعین حال خلاق وسرمشق گونه ای ازرفتارانسانی است.نمادیااسطوره همواره بازگوکنندچیزی است که به واقع روی داده است.حادثه ای که به مفهوم ساده رخ داده است ونیزاسطوره ونمادمی تواندمیلی باشددر اذهان آدمی برای پاسخگوئی به نیازهای جامع بشری؛حتی اگراتفاقی نیفتاده باشد.امانمادیا اسطوره ای که اتفاق آن حاصل شده باشد؛می تواند نسلهای پس ازخودراتغذیه کند نماد واسطوره ساختارواقعیت و وجوه چندگانهً بودن درجهان را آشکارمی کندبه همین علت الگوی سرمشقی رفتارانسانی است.امیال درونی وداستانهای حقیقی رافاش می کندبا واقعیت هاسروکاردارد.اسطوره ای نیست که حجاب از رازی برندارد؛درنتیجه نماد واسطوره به سبب شیوه بودنش نمی تواندخاص،خصوصی یاشخصی باشدیعنی خواه ناخواه امکان فراگیرشدن دارد.
همچنانکه گفته شدنمادهایی که درتاریخ بشری یک یاچندبار اتفاق افتاده است تجربه پذیربودن آن وقایع راقطعی ترمی نمایدیکی از
ان وقایع دفاع هشت ساله که ریشه درنمادهای بسیارغنی داردوهمچنین ارتباط امروز؛دراین نمادها را.ازغنای بیشتری برخوردارکرده است.نمادهای دفاع هشت ساله با الهام ازنمادهای عاشورایی الهام بخش فراموش نشدنی درحیات جاویدان را ایفامی کند.
مقیاس نمادهای دفاع مقدس با الهام ازغنی ترین لایه های فکری به محک آزمایش قرارداده شده جبهه وجنگ سعی برآن داشته است که عینی ترین نمادها رادرعین قابلیت درک همگانی به ازماینده ارائه شود.این مقیاس بیش از آنکه ارزش سنج باشدیادآورفرهنگ ایثاروشهادت هشت سال دفاع مقدس وچگونگی ترویج این فرهنگ پس ازجنگ است.
نویسه جدید وبلاگ
نویسه جدید وبلاگ
بیاییدتاریخ رامرورکنیم
بياييد تاريخ را مرور كنيم. در جنگ مسلمان عليه مسلمان (اولين جنگ) عايشه زن برپا كنندة جنگ بعنوان اسيرجنگي گرفته نشد. اما سپاه يزيد كه تعدادي از آنها حافظ قرآن بودند و حتي غسل نموده و به قصد قربت الي الله به ميدان جنگ با حسين آمده بودند، زنان مسلمان را بعنوان اسير گرفته و حتي قصد فروش بانوان كربلا را با نام كنيز داشتند.
بياييد تاريخ را مرور كنيم. در جنگ مسلمان عليه مسلمان (اولين جنگ) عايشه زن برپا كنندة جنگ بعنوان اسيرجنگي گرفته نشد. اما سپاه يزيد كه تعدادي از آنها حافظ قرآن بودند و حتي غسل نموده و به قصد قربت الي الله به ميدان جنگ با حسين آمده بودند، زنان مسلمان را بعنوان اسير گرفته و حتي قصد فروش بانوان كربلا را با نام كنيز داشتند.
حالا در چنين تعصب و جهل ديني و نگاه مردانه كه براي زن ارزشي قائل نبودند، اين 15 زن حاضر مـي شوند پس از باوراندن خود، اسلامشان را ثابت كنند و در نهايت حقانيت خود را در مقابل ظلم و ستم و جنايت يزيد و سپاهش در حقيقت بدون آنان، قيام معنايي نداشت. چون فقط دشمن بود و سرهاي بريده و توانايي تبليغ و تحريف هرآنچه كه مي خواهند. چه كسي ميتواند منكر قدرت در اختيار داشتن رسانههاي خبري باشد.
اين 15 زن، اميد 72 يار عارف و آسماني حسين بودهاند اگر رسالت حسين كامل و معنادار نمي شد مگر با ابلاغ زينب، به گزاف مقايسه نكرده ايم اگر اين دو را با وظيفة محمد رسول الله در ابلاغ دين و امامت قياس كنيم. و اما پاسخي به يك سئوال، براستي چرا يزيد دستور اسيركردن زنان و كودكان اهل بيت را داد؟
يكي بخاطر تحقيراهل بيت امام حسين (ع) و ديگري ترساندن مردم. ولي جالب اينجا است كه با شيوه و عملكرد كاروان اسرا هر دوي آنها خنثي شد. اولاً آنها كه مي خواستند خاندان رسول را تحقير كنند و مثلا" فاطمه بنت الحسين را بعنوان كنيز بخرند، با سخنراني حضرت زينب، جرأت نكردند و جملة معروف حضرت زينب كه « مارأيت الا جميلا» در آن كاخ و آن شوكت كذايي، جو مجلس را عوض كرد.
در ثاني بعد از افشاگريهاي اسرا عاشورا، شاهد قيامهاي متفاوتي به خونخواهي امام حسين(ع) هستيم كه قيام مختار از آن جمله است. افشاگريهاي زينب(س) آخرين تير در تركش امام حسين(ع) بود كه حيات طاغوت و طاغوتيان را در آن عصر و در تمامي اعصار به خاموشي كشاند.
بار ديگر متذكر مي شويم كه فلسفه حضور زنان در كاروان عاشورا، جلوگيري از تحريف واقعيات بود. البته بعد از عاشورا، حكومت آنقدر به امام سجاد سخت مي گرفت كه ايشان در قالب دعا و فقط از طريق تربيت غلامهاي خريداري شده و آزادكردن آنها مــي توانست به تبليغ دين بپردازد.
حتـي ايشـان در شرايطــي نبـود كه بتواند مردم را آشكارا هدايت كند و حكومت نمي توانست با دعاي ايشان در قالب عابد مخالفت كند. در حقيقت امام سجاد نيز راهي را انتخاب نمود كه هم سخنانش به زيباترين شكل بارها و بارها بيان شود و هم حكومت نتواند جلوي تبليغ او را بگيرد. هر چند حكومت طاقت نياورد و بالاخره ايشان را نيز مسموم و شهيد ساخت.
کیم ایل سونگ-دررهبران ومدافع
کیم ایل سونگ (به کرهای: 김일성) (۱۹۹۴ - ۱۹۱۲) در منطقهٔ شمالی کره متولد شد و اولین رهبر کره شمالی از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴ بود. پس از وی کیم جونگ ایل پسرش به رهبری کرهٔ شمالی منصوب شد. ........
![]() |
|
شناسنامه | |
---|---|
معروف به | کیم ایل سونگ |
زادروز | ۱۵ آوریل ۱۹۱۲ |
زادگاه | هریجو ، کره تحت سلطه ژاپن |
تاریخ مرگ | ۸ ژوئیه۱۹۹۴ (۸۲ سال) |
محل مرگ | پیونگ یانگ , ![]() |
همسر | کیم یونگ-سوک کیم سونگ-ای |
فرزندان | کیم جونگ ایل از همسر دومش |
والدین | کیم ایل سونگ |
دین![]() |
ناخداباور |
امضاء | |
حزب سیاسی | حزب کارگر کره |
امضاء | |
دبیر کل حزب کمونیست کره شمالی | |
تاریخ ریاست | ۱۹۴۸-۱۹۹۴ |
بعد از | کیم جونگ ایل |
رئیس جمهور کره شمالی (رییس جمهور ابدی کره شمالی) |
|
تاریخ ریاست | ۱۹۷۲-۱۹۹۴ |
قبل از | کیم جونگ ایل |
کیم ایل سونگ (به کرهای: 김일성) (۱۹۹۴ - ۱۹۱۲) در منطقهٔ شمالی کره متولد شد و اولین رهبر کره شمالی از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴ بود. پس از وی کیم جونگ ایل پسرش به رهبری کرهٔ شمالی منصوب شد. او رییس جمهور ابدی کره شمالی است.
خانوادهٔ کیم ایل سونگ
کیم ایل سونگ در خانوادهای پروتستان به دنیا آمد، پدرش کشاورز و مادرش دختر یک کشیش پروتستان بود.او در ابتدا نامش کیم سانگ چو بود اما بعدها به کیم ایل سونگ تغییر نام داد. او دو برادر و یک خواهر داشت، برادر بزرگش توسط ژاپنیها کشته شد و برادر دیگرش بعدها به عنوان معاون او در حکومت کمونیستی کرهٔ شمالی منصوب شد.
فعالیتهای سیاسی وی [ویرایش]
وی از جوانی به علت همجواربودن شبه جزیرهٔ کره با اتحاد جماهیر شوروی و تماس هایی که با چینیهای طرفدار کمونیست داشت، تحت تاثیر عقاید کمونیستی قرار گرفت و به مبارزات مسلحانه علیه ارتش ژاپن روی آورد و درسال ۱۹۳۵ ارتش ضد ژاپنی را تشکیل داد. در سال ۱۹۳۷ به فرماندهی وی به یک پاسگاه پلیس ژاپن حمله کردند که منجر به کشته شدن چند سرباز ژاپنی شد. پس از این حمله او و دیگر پارتیزانها تحت تعقیب ارتش ژاپن قرار گرفتند . پس از فشارهای زیادِ ارتش ژاپن به وی و همرزمایش، سرانجام در سال ۱۹۴۰ به اتحاد جماهیر شوروی گریخت و در سال ۱۹۴۱ به ارتش سرخ شوروی ملحق شد . در سال ۱۹۴۲ پسرش کیم جونگ ایل از همسر دومش که یک پارتیزان کرهای بود به دنیا آمد . همسر اول کیم ایل سونگ توسط نیروهای ژاپنی دستگیر شده بود.
به قدرت رسیدن کیم ایل سونگ [ویرایش]
پس از شکست ژاپن و اشغال قسمت شمالی کره توسط ارتش سرخ شوروی در سال ۱۹۴۵، کیم ایل سونگ دوباره به کره برگشت و توانست در سال ۱۹۴۸ جمهوری دمکراتیک خلق کرهٔ شمالی را تشکیل دهد و در سال ۱۹۴۹ به کمک استالین رهبر شوروی قدرت خود را توسعه بخشد. سرانجام در سال ۱۹۵۰ به بهانهٔ متحد کردن شبه جزیرهٔ کره به منطقهٔ جنوبی حمله کرد و توانست تا سئول پیش برود ولی با ورود ارتش ایالات متحده آمریکا و نیروهای سازمان ملل به جنگ، ارتش کمونیستی کره به رهبری کیم ایل سونگ مجبور به عقب نشینی شد و سرانجام در سال ژوئیهٔ ۱۹۵۳ قرارداد آتش بس را پذیرفت و شبه جزیرهٔ کره به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم گردید و مرز بین کره شمالی و کرهٔ جنوبی بسته شد.
پس از پایان جنگ کره تا مرگ کیم ایل سونگ [ویرایش]
کیم ایل سونگ پس از پایان جنگ کره، با کمک اتحاد جماهیر شوروی یک پایگاه اتمی تاسیس کرد، ایالات متحدهٔ آمریکا نیز تجهیزات نظامی خود را در کرهٔ جنوبی مستقر کرد که باعث تشدید بحران در شبه جزیرهٔ کره و شرق آسیا گردید. کیم ایل سونگ برای ضربه زدن به ایالات متحدهٔ آمریکا در شرق آسیا تصمیم به ارسال سلاح و تجهیزات نظامی به ویت کنگها (ویتنامیهای طرفدار کمونیست) در جنگ علیه ارتش آمریکا گرفت. در سال ۱۹۶۸ یک کشتی آمریکایی به جرم جاسوسی از کرهٔ شمالی توقیف شد و ۷ سرنشین آن نیز دستگیر شدند. ایالات متحده آمریکا با تحت فشار قرار دادن کرهٔ شمالی در مجامع بینالمللی سعی در آزادی اسرای خود داشت، ولی کارساز نبود. کیم ایل سونگ شرط آزادی ۷ جاسوس آمریکایی راعذر خواهی دولت آمریکا و آزاد کردن اموال بلوکه شدهٔ کره شمالی توسط دولت آمریکادانست و آنها نیز با تمام شروط کیم ایل سونگ موافقت کردند.کیم ایل سونگ معتقد بود برای داشتن یک کشور قدرتمند و مستقل نیاز به یک ارتش قدرتمند است به همین دلیل امور نظامی بر تمام مسائل کشور ارجحیت داشت که همین امر باعث گسترش فقر در کره شمالی گردید. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و پایان تنشها میان بلوک شرق و بلوک غرب، کیم ایل سونگ کماکان بر اعتقادات کمونیستی خود و مبارزه با دنیای سرمایه داری بخصوص مهمترین دشمن خود یعنی کرهٔ جنوبی پافشاری میکرد. سرانجام کیم ایل سونگ در سن ۸۲ سالگی در سال ۱۹۹۴ در کرهٔ شمالی در گذشت و تا اخرین روز در فکر تامین وحدت در شبه جزیرهٔ کره بود. پس از وی فرزندش کیم جونگ ایل به رهبری کرهٔ شمالی برگزیده شد.