بیاییدتاریخ رامرورکنیم
بياييد تاريخ را مرور كنيم. در جنگ مسلمان عليه مسلمان (اولين جنگ) عايشه زن برپا كنندة جنگ بعنوان اسيرجنگي گرفته نشد. اما سپاه يزيد كه تعدادي از آنها حافظ قرآن بودند و حتي غسل نموده و به قصد قربت الي الله به ميدان جنگ با حسين آمده بودند، زنان مسلمان را بعنوان اسير گرفته و حتي قصد فروش بانوان كربلا را با نام كنيز داشتند.
بياييد تاريخ را مرور كنيم. در جنگ مسلمان عليه مسلمان (اولين جنگ) عايشه زن برپا كنندة جنگ بعنوان اسيرجنگي گرفته نشد. اما سپاه يزيد كه تعدادي از آنها حافظ قرآن بودند و حتي غسل نموده و به قصد قربت الي الله به ميدان جنگ با حسين آمده بودند، زنان مسلمان را بعنوان اسير گرفته و حتي قصد فروش بانوان كربلا را با نام كنيز داشتند.
حالا در چنين تعصب و جهل ديني و نگاه مردانه كه براي زن ارزشي قائل نبودند، اين 15 زن حاضر مـي شوند پس از باوراندن خود، اسلامشان را ثابت كنند و در نهايت حقانيت خود را در مقابل ظلم و ستم و جنايت يزيد و سپاهش در حقيقت بدون آنان، قيام معنايي نداشت. چون فقط دشمن بود و سرهاي بريده و توانايي تبليغ و تحريف هرآنچه كه مي خواهند. چه كسي ميتواند منكر قدرت در اختيار داشتن رسانههاي خبري باشد.
اين 15 زن، اميد 72 يار عارف و آسماني حسين بودهاند اگر رسالت حسين كامل و معنادار نمي شد مگر با ابلاغ زينب، به گزاف مقايسه نكرده ايم اگر اين دو را با وظيفة محمد رسول الله در ابلاغ دين و امامت قياس كنيم. و اما پاسخي به يك سئوال، براستي چرا يزيد دستور اسيركردن زنان و كودكان اهل بيت را داد؟
يكي بخاطر تحقيراهل بيت امام حسين (ع) و ديگري ترساندن مردم. ولي جالب اينجا است كه با شيوه و عملكرد كاروان اسرا هر دوي آنها خنثي شد. اولاً آنها كه مي خواستند خاندان رسول را تحقير كنند و مثلا" فاطمه بنت الحسين را بعنوان كنيز بخرند، با سخنراني حضرت زينب، جرأت نكردند و جملة معروف حضرت زينب كه « مارأيت الا جميلا» در آن كاخ و آن شوكت كذايي، جو مجلس را عوض كرد.
در ثاني بعد از افشاگريهاي اسرا عاشورا، شاهد قيامهاي متفاوتي به خونخواهي امام حسين(ع) هستيم كه قيام مختار از آن جمله است. افشاگريهاي زينب(س) آخرين تير در تركش امام حسين(ع) بود كه حيات طاغوت و طاغوتيان را در آن عصر و در تمامي اعصار به خاموشي كشاند.
بار ديگر متذكر مي شويم كه فلسفه حضور زنان در كاروان عاشورا، جلوگيري از تحريف واقعيات بود. البته بعد از عاشورا، حكومت آنقدر به امام سجاد سخت مي گرفت كه ايشان در قالب دعا و فقط از طريق تربيت غلامهاي خريداري شده و آزادكردن آنها مــي توانست به تبليغ دين بپردازد.
حتـي ايشـان در شرايطــي نبـود كه بتواند مردم را آشكارا هدايت كند و حكومت نمي توانست با دعاي ايشان در قالب عابد مخالفت كند. در حقيقت امام سجاد نيز راهي را انتخاب نمود كه هم سخنانش به زيباترين شكل بارها و بارها بيان شود و هم حكومت نتواند جلوي تبليغ او را بگيرد. هر چند حكومت طاقت نياورد و بالاخره ايشان را نيز مسموم و شهيد ساخت.